خدای من

بار خدای من!

تو شنونده ای قبل از اینکه من بگویم

بارالها تو تنهائی و نمی خواهی دیگران تنها باشند حتماً تنهائی سخته و تو نمی خواهی کسی تنها باشه حتی اگر به قیمت آن باشد که تو همیشه پیش آنها بمونی.

خدایا تنهایم و تو نیز تنها و مطمئنم که تو باید الان در کنار من باشی و با من گریه کنی می توانم صدای اشکهایت را از ته دلم احساس کنم ولی می دانم تو هم به خاطر خود من سکوت می کنی همان گونه که من به خاطر تو سکوت می کنم.

بارخدایا!

می دانم معجزه زمانی به وقوع می رسد که انتظارش را ندارم ولی نمی دانم چرا الان منتظر معجزه هستم.

بارالها ! معجزه کن که تنهایم خدایا نگذار گریه کنم تو صدای مرا می شنوی و دعاهای مرا اجابت می کنی در اصل تو هستی و من هستم، من هستم برای آنکه بخواهم و تو هستی تا بدهی، تو باید به من عطا کنی مگر نگفتی غیر از تو کسی نیست که عطا کند پس تو را صدا کردم و تو باید مرا اجابت کنی . اگر خار و ذلیلم ، تو خدایی و من دیگری، آیا تو باید قدرت بی کرانت را به من نشان بدهی و ازمن انتقام بگیری؟ مگر من که هستم که تو را رد کنم یا تأئید کنم. از من به تو چه سود؟

تو خدائی کن و من بندگی درفکرت هم نخواهی دید که بعد از اجابت دعایم دیگر گناه نکنم ! تو خدائی و من بنده ، تو نازی و من نیاز  کجا جای تو با من عوض می شود ؟تو باید مرا اجابت کنی تا در این دنیای کوچک ، گدا و کوچک دیگری نشوم .

نیست خدای من !، خدائی که باعث شود من برای رفع نیاز به دیگری دل ببندم وای بر آن خدا!

خدایا در دل من یک دنیا التماس هست و نیاز من اجابت سالها دعا و خواستن من است و تو دیدی که چگونه از تو خواستم .

برای من سالها گریه هست و گریه ، اما برای تو، برای تو تنها یک اراده است ! همه چیز به یک نگاه تو و تمام من در یک نگاه تو و اکنون نگاه من به رحمت تو.

برای من سالها زجر و عذاب و برای تو تنها یک جواب و یک لحظه صفا !

الان کجایی ؟؟؟ آیا می شنوی؟؟؟

اگر می شنوی جواب بده نه الان اما از فردا هم دیرترش نکن ! خدایا بگو کی و چه زمانی روی از نیازمندی برداشتم؟ بگو کی از دیگری نگاهی بود و از من روی برگرداندن؟

بگو کی تأخیر کردم در حالی که تمامم همان بود که دارم؟

اما تو داری و نمی دهی!!

نه من بلکه گدایان در خانه تو هم زیاد است ! اما تو پادشاهی باید عنایت کنی ، و عطا، تو تا قیامت هم اگر بدهی تمام نمی شود تو تعهد دادی تا قیامت در کنار همه ما باشی

خدایا اگر دیدی که دادم وقت آن است که از تو طلب کنم چون هیچ ضمانتی غیر از ضمانت تو باعث نشد که هرچه داشتم اول به دیگری دهم و الان تو ضامن من شو و نگذار که تنها بمانم .

اگر خدائی پاسخ بده! اما نه الان ! ولی از فردا دیرتر نشه !!!

و اما من گریه کردم.....

/ 10 نظر / 54 بازدید
حمید

سلام پروانه جان پروانه جان حرفهات از دله و به دل می شینه. پروانه جان نمی دونم خدا چی رو می خواد امتحان کنه. از حکمتش سر در نمی یارم. ولی امیدوارم هر چه زودتر نظر لطفش رو به ما بندازه و از این سرگردانی نجات بده[دلشکسته][گل]

حمید

دیگر سکوت.................................... دیگر هیچ..................... تا آگاهی دوباره سخن ممنوع!

رز سفید

[گل]دوست من خدا اگه مصلحت بدونه مطمئن باش مشکلات همه حل می شه اللهم عجل لولیک الفرج [گل][گل]

رز سفید

دوباره سلام راستی آهنگی رو که گذاشتی خیلی قشنگه به دل می شینه [لبخند]

زهرا

من اين روزا يه حال تازه اي دارم جهان من لباس تازه مي پوشه من و تو ديگه تنها نيستيم چونكه خدا با ما نشسته چاي مي نوشه

فاطمه

اولین بار بودم بلاگت رو دیدیم. برای منی که دلم الان فوق العاده شکسته است حرفات یه مرحم بود. امیدم به اونیه که خیلی جاها منو دیده دستمو گرفته. امیدوارم الانم دستمو بگیره...

خدایا از بخشیدن خستم چقدر بگذرم اما این آدم ها قدر ندانند

خدایا

ا

خدایا

ا