تلخ اما واقعی

زن عشق می کارد و کینه درو می کند... دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر...   می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی ....    برای ازدواجش ــ در هر سنی ـ اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج کنی ...   در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو ....  او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی ...          او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی...او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد ...   او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ... او مادر می شود و همه جا می پرسند   نام   پدر .....

"دکتر علی شریعتی "

/ 3 نظر / 17 بازدید
بامداد

درود شریعتی را دوست دارم آن گاه که به تاریخ کاری ندارد و از دل اش می گوید و می نویسد، آن زمان که می گوید دنیا را بد ساخته اند، آن زمان که دوست دارد گلوی اش سوتکی باشد... و زن... انگار فرقی ندارد کجای جهان ایستاده باشی، انگار از همان روز ازل محکوم ات کرده اند اما تو مادر تمام فرزندان زمینی و عطر تنت انگار خدا را هم مست می کند و وقتی خودت می شوی فروغ به جهان می آید تا از پس دیوار عصیان کند و بار دیگر تولدش را جشن بگیرد. ما که از مردی مُردیم ، لااقل تو زن باش... شادزی.مهرافزون.

موشانا

و این منم، زنی تنها در آستانه فصلی سرد............. همه فصلها دیگه سرد هست و هیچ ایمانی به طلوع خورشید ندارم.. ممنون که به من سر زدی عزیزم. باز هم بیا

سارا

سلاااااااام خیلی قشنگ بود!چرا بهم نگفتی آپ کردی؟ هاااااااا؟من که گفتم بیا![ناراحت][نیشخند]